ناگهان...

ناگهان فرو ریخت نیمکت چوبی پارک ،

درست مثل من در آخرین نگاهی که دلتنگ بود .

هی راه می روم ،

هی شعر می خوانم ،

هی جای خالی تو را می نویسم .

درختان برگ برگ اشک می ریزند

و پرندگان به چیدن تنهایی من گرد می آیند .

نترس ،

بی راهه نمی روم ؛

در چشمهای تو دنبال خودم می گردم .

 

/ 0 نظر / 7 بازدید