ای یوسف دلها بازگرد

عاشقم یابن الحسن بر سینه ی سینای تو

سر فرود آرد فلک ،بر قامت رعنای تو

روز محشر قامتت، بالله قیامت میکند

شاخه ی طوبی خجل ،از آن قدو بالای تو

ناز چشمان تو را ،چشم فلک نتوان کِشد

کرده حیران عالمی را ،دیده ی شهلای تو

نور رخسارت ،صراط المستقیم عالم است

ماه ،شرمنده شود، از طَلعت سیمای تو

دولت تو ،تا ابد، خدمتگزار مردم است

حاتم و صد همچو او ،گَرد است زیر پای تو

منتظَر،ما منتظِر،دلهای ما از انتظار

همچو گل پژمرده شد،در این جهان،مِنهای تو


/ 0 نظر / 10 بازدید